داستان شماره 14 --> "مسیحی و زره علی علیه السلام"
تبادل نظر و بحث داستان 14 .
دوستانی که در جلسه حضور ندارند میتوانند نکات خود را به صورت نظر همین جا اعلام کنند.
----------------------------------------------------
14 مسیحی و زره علی علیه السلام
در زمان خلافت علی علیه السلام در کوفه، زره آن حضرت گم شد. پس از چندی در نزد یک مرد مسیحی پیدا شد. علی او را به محضر قاضی برد و اقامه ی دعوی کرد که: «این زره از آن من است، نه آن را فروخته ام و نه به کسی بخشیده ام و اکنون آن را در نزد این مرد یافته ام. » قاضی به مسیحی گفت: «خلیفه ادعای خود را اظهار کرد، تو چه می گویی؟ » او گفت: «این زره مال خود من است، و در عین حال گفته ی مقام خلافت را تکذیب نمی کنم (ممکن است خلیفه اشتباه کرده باشد) . » .
قاضی رو کرد به علی و گفت: «تو مدعی هستی و این شخص منکر است، علیهذا بر تو است که شاهد بر مدعای خود بیاوری. » .
علی خندید و فرمود: «قاضی راست می گوید، اکنون می بایست که من شاهد بیاورم، ولی من شاهد ندارم. » .
قاضی روی این اصل که مدعی شاهد ندارد، به نفع مسیحی حکم کرد و او هم زره را برداشت و روان شد.
ولی مرد مسیحی که خود بهتر می دانست که زره مال کیست، پس از آنکه چند گامی پیمود وجدانش مرتعش شد و برگشت، گفت: «این طرز حکومت و رفتار از نوع رفتارهای بشر عادی نیست، از نوع حکومت انبیاست» و اقرار کرد که زره از علی است.
طولی نکشید او را دیدند مسلمان شده و با شوق و ایمان در زیر پرچم علی در جنگ نهروان می جنگد [1].
--------------------------------------------------
به فضل خدا این جلسه هم با حضور میهمان ویژه جلسه مسول کتابخانه عمومی شهر صغاد جناب آقای نظری و بررسی داستان شماره 14 برگزارشد.
گزیده و خلاصه این جلسه به شرح زیر است:
در ابتدای جلسه جناب آقای نظری بنابه درخواست اعضاء گروه درباره روش های مطالعه مفید نکاتی را بیان کردند که خلاصه آن به شرح زیر است:
1. مطالعه کلا امری فرار است و به خودی خود از ذهن پاک میشه ولی روش های هست که میتونه امر پاک شدن از ذهن رو عقب بندازه.
2.کتاب را به دید نقد بخوانید، هرکتابی به غیر قرآن که وحی منزل نیست.
3.می توانید با نوشتن آن را در ذهن تثبیت کنید که مورد تاکید معصومین هم هست.
4.ظمنا هر کتاب یک روش خاص دارد، یعنی روش مطالعه کتاب درسی با روش مطالعه معارفی فرق می کند.
5.یکی از عوامل تاثیر گذار همین محیطی است که شما در آن مطالعه می کنید.
6.روش سوال و جواب، بدینصورت که برای خودتان یا دو به دو از هم سوال کنید.
7.مباحثه کردن، همین کاری که شما دارید انجام میدید و این یکی از پیشرفته ترین روش هاست.
8. روش های زیادی در باب مطالعه نوشته شده که می توانید به کتب دیگه مراجعه کنید.
9.برای اینکه بتوانید خوب صحبت کنید و توی صحبتتون زیاد به حاشیه نرید حتما نکته برداری کنید.
---
سپس به بررسی داستان شماره 14 کتاب داستان راستان شهید پرداخته شد.
پس قرائت داستان در جلسه اعضاء به بیان نکات خود درباره داستان پرداختند:
آقای نظری:
1. احترام به قانون، یعنی همه در برابر قانون یکسان هستند فرقی نکنه که خلیفه و شخص اول جامعه اسلامی است یا یک کافر
2.پیروی اصول حاکم بر جامعه اسلامی
3....
آقای صفاری
1.نگاه کلان ائمه را نشان می دهد که هرکاری که انجام می دهند حکمتی دارد و دراین داستان با این حرکت امام باعث شد مسیحی مسلمان شود
2.بر حق صبر کن اگر چه تلخ باشد که یکی از احادیث خود ائمه است.
3.عدل در اسلام، که رعایت عدالت در اسلام خلیفه و رعیت نمی شناسد. که نشان از ظرفیت و برتری اسلام است.
4.توجه به تخصص های جامعه است که هرکاری را به اهلش بسپاریم درست است اول قاضی آن زمان خود امام علی بوده ولی وقتی که خودش نیاز به قضاوت داره باید پیش یک قاضی برود.
آقای پیرایش:
1. بحث عدالت در اسلام رو نشان می دهد و تبیین می کند که اجرا عدالت بستگی به مقام و منصب اشخاص ندارد و همه مردم در برابر هم از حق مساوی برخوردارند.
2. مساوات و برابری مسلمین در برابر یکدیگر
3. ...
آقای میرزانیا
1. بحث اصلی همون عدالت علی علیه السلام را نشون میدهد
2....
آقای سعادت
بحث های کلی که در این داستان هست یکی عدالت است یکی هم مقام قضاوت و قاضی
1. در بحث عدالت همه خوب صحبت کردند.
2. یکی از نکات داستان اشاره به کار تشکیلاتی است یعنی اینکه هرکاری را به مسول آن کار بسپاریم، توی این داستان امام علی می تونست خودش قضاوت کنه و شاید هم مردمسیحی قبول می کرد ولی اینکار رو نکرد و دستش رو گرفت و برد پیش یک قاضی . واین یک سنت گذاری است.
3.مقام قاضی و قضاوت هست که مقام معظم رهبری امام خامنه ای می فرمایند:
"تعبیراتى که در باب قضاء و قاضى وارد شده است خیلى عجیب و عظیم است؛ مثل «قد جلست مجلساً لا یجلسه الّا نبىّ أو وصىّ نبىّ او شقىّ(1).» به قاضى مىفرماید: اینجایى که تو نشستهاى، یا یک پیغمبر مىنشیند، یا منصوب پیغمبر و وصىّ او مىنشیند، یا یک انسان شقى مىنشیند! امر، دایر بین این دو تاست. این جایگاه، آنقدر جایگاه والایى است که جز پیغمبر یا منصوب از قِبل پیغمبر و وصىّ او نمىتواند اینجا بنشیند. سلسله مراتب قضا، اینگونه تعیین مىشود."
و در ادامه می فرمایند:"قاضی باید باتقوا و عالم و اهل اجتهاد باشد"و" از طهارت، اخلاص و شجاعت کافی برخوردار باشد".
یعنی هر کسی اجازه قضاوت برای مردم را ندارد و باید یک سری شرایط در فردی جمع شود تا بتواند حکم کند و این سخت گیری نشان میدهد اسلام چه قدر به حقوق افراد جامعه احترام می گذارد.
----------------------
دوستانی که به صورت غیر حضوری در این گروه شرکت دارند نظرات خودشون رو درقالب نظر به همین مطلب می توانند بفرستند.
---------------------
در آخر جلسه هم درباره قالب های کاری و فعالیت های جنبی گروه صحبت هایی شد.